مبر از یادم ...
سکوتی مانده بر قلبم که با آن می زنم فریاد
اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۹ ق.ظ توسط سعید
|
سکوتی مانده بر قلبم که با آن می زنم فریاد
اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد
یادگاریست از آنان که دوستشان داریم و دورند
بهانه ایست شیرینیه دوستیمان را بخاطر آوریم.
باران بهانه است
برای اینکه تا آخر کوچه زیر چتر باهم باشیم.