باز عشق

كه مي هراساندم

مثل بيدي از باد

 

و باز عشق

شيرين تر از هر قندي

وجودم را ذره ذره فرا مي گيرد با ترس

 

و باز عشق

كه چه ترسناك است

حضور دوباره اش برايم و چه سنگين

 

و باز عشق

كه اينبار به هيچ گونه

نمي دهمش از دست

اگر خدا خواهد